كادرها
اكثرا بسته اند، چهره هاي زنان با جزئيات كامل صورت ديده مي شوند، طوري كه بعضي
وقتها چشم خسته مي شود از اين همه نزديكي. حاتمي كيا در دعوت، از اتفاق محوري يك
كم تاكيد مي كنم يك كم فاصله گرفته و خواسته كه به بازيگر و انسان كمي نزديك شود.
ولي اين نزديكي از مرزهاي قرمزش عبور نكرده است. او هنوز براي انسان آنچنان محوريت
قائل نيست كه تقدير خود را بدست گيرد. داستان در خصوص
زنهايي است كه ناخواسته باردار شده اند و به سقط جنين يا فكر مي كنند يا امتناع.
از اين بارداري خود نيز مطلع نيستند. با يك تلفن خبردارمي شوند كه باردارند. فيلم
از آنجا كه گرفتاري زنان را گزارش مي كند قابل تحسين است، روايت ها جالب است و
بديع. اما وقتي فيلم ساز قصاوت مي كند در همان وادي سنت و تقدير مي افتد. روايت
حاتمي كيا در دعوت اينگونه است كه يك انسان به اين دنيا دعوت شده است و گريزي از
اين دعوت نيست.
حاتمي كيا
به زن نزديك شده، تغيير ژانر داده سينماي اجتماعي را مورد توجه قرار داده است اما
هنوز يك تقديرگراست. و در دعوت به ظرافت سقط جنين را تقبيح مي كند. البته نه از آن
رو كه مثلا گويندگان صريح و پرقدرت سنت مي
گويند و با زور و درفش آن را نه تقبيح كه ممنوع مي دانند، نه از آنرو. او با لطافت
توضيح مي دهد كه اي پدر و مادر محترم شما با هم اين كودك را به اين دنيا دعوت كرده
ايد و اين دعوت ديگه در ليست مقدرات الهي قرار گرفته است و گريزي از آن نيست پس به
بيراهه نرويد كه نمي توانيد از اين سرنوشت فرار كنيد . البته از اينكه حاتمي كيا
نمي گويد. سقط جنين قتل نفس است و يك انسان را نابود مي كنيد و قس عليهذا ظاهرا
بايد تقدير و تشكر كرد.
او به زن و مساله زن نزديك شده اما همان عينك
سنت را به چشم مي زند و همان روايت را در كوكي ديگر ساز مي كند اما صدا همان است و
آهنگ همان.از نظر او زن حق استقلال تن وبدن خود را ندارد. انسانها در دعوت
بازيگران ناخواسته يك بازي هستند كه نقششان و كار ويژه شان تمام توسط آن ديگري كه
در بالا نشسته، نوشته مي شود و از آن گريزي نيست.
