تبليغاتX
پیهن
پیهن
وب نوشت های مهدی افشارنیک
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386
انتخابات و اين سوال تكراري

ََاينكه تقريبا هر سال بايد به اين پرسش پاسخ دهيم كه در اين انتخابات مثلا شوراها يا َمجلس يا رياست جمهوري شركت مي‌كني يا نه؟ بنظرم از يك نوع فلاكت و رخوت ادواري‌ ما حكايت دارد. چرا كه شركت در انتخابات كه سئوال ندارد. انتخابات جز اولين‌ هاي فصول حقوق شهروندي است و شركت در آن جز اختيارات مردم است مي‌توانند شركت جويند مختارند نجويند. اينگونه سئوال‌ها نوعي دخالت و سرك‌كشي به حوزه خصوصي افراد است كه بماند. و تاسف اينكه هر ساله حداقل در اين وبلاگستان گريبان خيلي‌ها را مي‌گيرد و حتما بايد بگويي آري و با كلي توضيح كه چرا؟ يا بگويي نه بازهم با كلي تشريح كه چرا؟ بگذريم.

در خصوص انتخابات امسال با اين دست فرمون جناح حاكم و حكومت معلوم است كه اطلاق انتخابات خيلي زياده فروشي و لطف به آقايان است. اگر نگوئيم انتصابات، اين جريان چيزي بيشتر از يك انتخابات فرمايشي نيست. كه حداقل  شركت در آن ديگر احقاق حقوق شهروندي نيست. چرا كه با اين رد صلاحيت‌ها به حق انتخاب شهروندان از ابتدا آنقدر جفا شده است كه نتوان به رعايت لوازم و الزامات يك انتخابات نسبتا آزاد (با همان استانداردهاي مرسوم جمهوري اسلامي) دلخوش بود. چيزي دردناك‌تر از مجلس هفتم. اما برايم جالب است كه كماكان براي عده‌اي اين رسم حكومت (انتخابات) همان معناي سابق را دارد و در اين فكر غوطه‌ورند با بدست گرفتن چند كرسي‌، بيشتر از ديروز در مجلس امروز بتوانند بر جريان غالب، غالب شوند، چنانچه مجلس ششم با مصوبه‌هايي كه شوراي نگهبان رد كرد،افشارگري در  كشته شدن زهرا كاظمي، مظهر يك مجلس اصلاح طلب شد!!!!اينگونه مجلس هشتم نيز مي‌تواند تريبوني باشد براي مخالفت با جريان حاكم و غالب.

برايم شوخناك است زعماي اصلاح طلب كه هماره امثال من و دوستانم را به ناپختگي و نديدن پيچ‌هاي مختلف سياست محكوم مي‌كردند، چطور اين پيام واضح را نمي‌شوند كه ديگر راهي براي شما به د اخل حاكميت و حكومت باز نمي‌شود. به بيان و زبان ديگر از انتخابات نمي‌توان اميد به اصلاح داشت. طرف مقابل بازي را كاملا خوانده و با قدرت حذف مي‌كند و برگ‌هايش را رو مي‌كند. البته درست است كه نوعي تن دادن به بازي تحميلي حاكمان است. بله كاملا. ولي اين نتيجه تن دادن‌هاي بسار در سالهاي گذشته است؛ چه در قدرت و چه خارج از قدرت. اين حاصل همان به تله افتادن‌هاي كه به كرات رخ داد و اتفاق افتاد. دم دست ترين ،همين جريان اخير تهمت ارتباط با آمريكا، پي سخنان بوش بود. كيهان داعيه‌اش را مانند هميشه به راه انداخت، اصلاح‌طلبان به جاي آنكه بي تفاوت بگذرند و بهايي ندهند. از نان شب واجب‌تر افتادند دنبال فحش و بد و بيراه گفتن به بوش. چرا كه اميد داشتند و احتمالا هنوز هم دارند كه برگ سبز ورود به عرصه را بگيرند. كماكان نيز تنها راه اصلاح حكومت و جامعه از نظردوستان اصلاح طلب انتخاباتي است كه بايد از تونل شوراي نگهبان رد شود كه خود شوراي نگهبان موضوع اصلاح است. شدت تناقض آنقدر بالا بود و ديده نشد كه از جان افتاد، بخشي از سنت شد. آنقدر عادت كرديم و تن داديم كه باورمان شد جز اين نيز راهي نيست. براحتي هم قلم بدست گرفتيم و آنچه را كه جسارت و خلاقيت‌اش را نداشتيم خط قرمز كشيديم و با چوب افراط گرايي رانديم. جايي كه اگر روزي تحريم و كنار كشيدن دو زار ارزش و قيمت داشت امروز ديگر حتي فاقد ارزش و پيام است. حكومت اتفاقا خيلي هم بدش نمي‌آيد يك جماعتي تحريم كنند كه دور بعد انتخابات با تمسك به آن مانند آنچه اين روزها كه دخيل به تحصن بسته است براي رد كردن‌ها، متوسل شود و بهانه پيدا كند. عدم تحرك و پويايي يك مقدارهم  بي انصافي و كم بي صداقتي بلاي جان اصلاح طلباني شده كه مدام مي‌گفتند و مي‌گويند جز انتخابات راهي براي اصلاح طلبي نمي‌بينند.

بفرمائيد آقايان اين همه نان داغ تنوري به حضرات قرض داديد، چه شد؟ دريغ از حتي يك لقمه‌اي جواب. گفتم اين فلاكت ادواري ماست. سال ديگرباز اين روزها دوباره بايد جواب دهيم كه آيا در انتخابات رياست جمهوري شركت مي‌كنيم يا نه؟ و كلي موج كاذب اميدواري و مثبت از ستاد اصلاح طلبان صادر شود كه «همراه شو و دوباره مي‌سازمت وطن» و ...

 فقط نمي‌دانم باور اين موضوع چقدر سخت است كه سياست ورزي فقط لوس بازي شركت در انتخابات!!! نيست و پرده‌ها و صورت‌هاي ديگري دارد كه تا وارد نشوي رخ نمي‌نمايد. و نمي‌توان خارج از گود فضاي تجربه نشده را به براندازي و خروج از مرزهاي قانوني، و افراط گرايي متهم كرد. اين بي صداقتي است.

اين چند خط را به دعوت ميراي عزيز نوشته با تاخير و تعلل بسيار. درد بي سوادي است ديگر. 

+ لینک دایمی