تبليغاتX
پیهن
پیهن
وب نوشت های مهدی افشارنیک
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386
الهه زمستاني دولت
اين يادداشت را براي روزنامه كارگزاران نوشتم چون سايتش فعال نيست همه مطلب را اينجا ميذارم.

افت فشار گاز، مشكل فني، طراحي معيوب شبكه، اتمام ظرفيت توزيع و ... اين روزها الهه پشتيبان دولت نهم در نرساندن گاز به سردترين نقاط ايران شده است. نقاطي كه اتفاقا بيشتر از ديگران به اين سوخت راحت و آسان نيازمندند. جاهايي چون اردبيل، زنجان، گرگان، ساري كه امسال سرد خيز نشده‌اند، روي خط استوا نبوده‌اند كه امروز به نيمه شمالي قطب زمين و منطقه كوهستاني پرتاب شده باشند و سرمايي بر آنها تحميل شده كه بي نظير و كم سابقه باشد. زمستان گذشته نيز اين شهرها لرزيدند، دو سال پيش نيز، سال‌هاي ديگرنيز همچنين. و هر سال زمستان آن الهه پشتيبان با سرما مي‌آيد و دولتيان نيز به آن پناه مي‌جويند كه سرد است و سرد است و امسال نيز مي‌گويند سرد است و سرما بي سابقه است. بي سابقه  در بيست سال گذشته نه بيست و پنج سال، ديگري نيز مي‌گويد در پنجاه سال گذشته، تا آخر هفته هم به مشروطه و تشكيل دولت‌ قاجار نيز مي‌رسيم كه چنين سرمايي نبوده و نديديم.

 

دولت نهم رويكرد جالبي در صنعت نفت دارد، از سويي انتظاراتي از مديران و مسئولين نفتي دارد كه دامنه‌اش فقط خود دولتي‌ها را در بر مي‌گيرد. اين انتظارات تيتر اول خواسته‌هاي رئيس دولت از نفتي‌هاست، آنقدر جدي است كه پايش وزير عزل و نصب مي‌شود. توقعاتي كه اول شعار بودند، سپس به خواسته تبديل شدند و هر روز سنگ اصرار بر اعصاب اهالي نفت سائيده شد و مي‌شود كه فساد را از خود بدور كنيد، پاكيزه شويد، پالايش كنيد، تن آلوده خويش را. اين خواسته‌ها، انتظارات فصل گرم سال از وزير و مديران نفت است، در زمستان كه هوا سرد شد، سرماي بي‌نظير آمد، لوله‌ها قنديل بستند و گاز يخ زد، فيتله انتظارات پائين كشيده مي‌شود و آن خانواده‌اي كه بايد فساد را از خود دور مي‌كرد، ارجمند مي‌شود، عزيز مي‌شود. اهل كوشش‌هاي طاقت فرسا و تلاش‌هاي بي همتا و مانند، اهل شب نخوابيدن، روز بي قرار شدن تا آنكه گاز به خانه‌هاي سرما گرفته مردم ارسال شود.

 

انتظارات تابستاني از نفتي‌ها و حمايت هاي زمستاني، در دولتي شكل مي‌گيرد كه با طرح اين ادعا كه پول نفت را بر سر سفره مردم مي‌آورد و آن را رنگين مي‌سازد به قدرت دست يافت. شعاري كه عدالت گونه بود و با تصويري كه دولت ميل وافر داشت از خود در بين مردم سازد، همخوان وهمبسته  بود. و اين روزها كه كمبود گاز از آمدن بوش در خاورميانه و ترور بوتو و صد دلاري شدن نفت مهم‌تر شده است آيا مي‌توان از آن شعار انتخاباتي و  تصويرسازي دولت از خود (عدالت‌گستري) تركيبي ساخت و از آن انتظاراتي بر پا ساخت،" عدالت نفتي"؟

 

يعني از نفتي‌ترين دولت ايران خواست كه رفتار نفتي‌اش در بين مردم عدالت گونه باشد. روشن‌تر آنكه؛ مثلا درتوزيع  يارانه‌هاي حامل انرژي بالخصوص بنزين، محروم‌ترين و ناداراترين بخش‌هاي جامعه بيشتر دريافت كنند و بهره‌اي مضاعف ببرند. يا اينكه نيازمندترين شهروند ان ايران بنابر ضرورت مكاني و اقع شدن در نقاط سردخيز، نسبت به دستيابي به سوخت آسان و راحت در زمستان آسوده و راحت باشند.

 احترام به شهروندان و عدالت گستري، حداقل ايجاب مي‌كند براي سرماي 10 درجه، 20 درجه زير صفر، گازي فراهم سازيم يا اگر ناتوانيم در تهيه گاز، سوخت جايگزين راتهيه كنيم. و در تابستان به جاي آنكه بگوئيم در زمستان هيچ مشكل كمبود گاز نداريم، مردم را از احتمال قطعي گاز و جايگزيني آن با نفت سفيد يا برق آگاه كنيم تا مردم فكري كنند از براي روز سرماي خويش.

 

پاسخ پيش از پرسش نمايان است. عدالت نفتي دولت نهم دچار تناقض شديد است. سهميه‌بندي بنزين بازار سياه بوجود آورده و آنكه تواناست و برازندگي‌اش از دارندگي است. بنزين ليتري 500 تومان  مي‌خرد و آنكه ندارد نمي‌خرد. آنهم كه در روستا و شهري دورافتاده ماشين ندارد بايد هزينه اتول سواري شهري‌ها را بدهد. گاز رساني هم كه خود روايت عيان است. در نادرترين روزهاي دولت نهم وزير نفت از مردم شهرهاي سردخيز عذرخواهي مي‌كند و باز به افت فشار و يخ‌زدگي و ... پناه مي‌برد تا هم حركتي اخلاقي كرده باشد و هم بر علتي طبيعي نه انساني پناه برده باشد. علتي كه چون الهه پشتيبان براي اين دولت عمل مي‌كند. پول نفت معلوم نيست از كدام مسير مي‌خواهد بر سر سفره مردم راه پيدا كند، مسيري كه در آن سرما نباشد تا يخ‌زدگي حاصل آيد، افت فشار، طراحي معيوب شبكه و هزاران دليل ديگر كه به دولت ربط ندارد، نباشد، معلوم نيست از كدام مسير؟

 

فرشته تحقق عدالت نفتي دولت نهم يا در سرما گير مي‌كند يا در كارت‌هاي سوخت تقلبي و زير زميني به نا صواب كشيده مي‌ شود.و تااين الهه پشتيبان «افت فشار گاز و يخ‌زدگي لوله‌ها» حاضر و ناظر است،  دولت راباكي نيست!

+ لینک دایمی