تبليغاتX
پیهن
پیهن
وب نوشت های مهدی افشارنیک
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386
پس از هيا هو

اكنون كه سوت و كف هاي مكرر فرو نشسته، هورا و هياهو پايان يافته و پوتين و ديگر روساي جمهور به خانه برگشتند مي توان پرسيد كه خب چي شد؟ همين كه قرار شد به كشوري از خاك دوستان و برادران خزري حمله نشود آيا كافي است؟ چه نكته اي از رژيم حقوقي حل شد؟ سهم ما از منابع زير زميني و بستر دريا چقدر شد. اين مجادله و بحث بي پايان آيا پاياني هم يافت؟ يا باز هم دور هم جمع شديم و به ياد قديم ها چاي نوشيديم و در مدح يكديگر سخن رانديم كه به چه اجلاسي و چه سازماني و چه كاخي چه بارويي، چه هوايي، چه باقلاپلويي، چه چاي دارچيني و ...

 

معمولا اين چنين اجلاس هايي براي ميزبانان ثمرات اساسي و مثبتي به همراه دارد و حداقل بخشي از چالش ها و مشكلات مربوط به آن اجلاس در جهت منافع ميزبان سوق مي يابد و يا حل مي شود اما اجلاس خزري تهران چه دستاوردي جز همان قول و وعده براي كشور داشت؟ در واقع ذوق زدگي از اين قول و وعده پذيرفتن و قطعي دانستن حمله نظامي به كشور است. فقط دنبال آن هستيم كه از جبهه هاي مختلف شمال و جنوب و غرب و شرق محاصره نشويم و حداكثر در يك يا دو جبهه با نيروي نظامي دشمن رو به رو شويم. احساس مي كردم چنين وعده هايي حداقل بايد محرمانه قلمداد مي شد و عمومي اعلام نمي شد ولي آقاياني كه از علام خطر و هشدار ديگران دل آشوب مي شوند خود چرا اين قول و وعده گرفتن را در بوق و كرنا مي كنند. مردم عادي كه اين وعده را مي شنوند چه احساسي مي كنند؟ آيا فكر نمي كنند مگر قرار است حمله شود كه خزري ها قول دادند ما به بيگانه خاك و هوا براي حمله نمي دهيم. پر واضح است اين خود نگراني ايجاد مي كند.

 

وقتي هم بحث بر سر تعيين رژيم حقوقي رسيده به وقت ديگر و زمان ديگر موكول شده است و اين يعني يك پيام، بايد يك موضوع جدي تر حل شود تا اين مساله مورد توجه قرار گيرد و اين پيام در بسياري ديگر از مسايل ما مثل جذب سرمايه هاي خارجي، رشد صنعت نفت و ديگر صنايع و همكاري هاي مالي با جهان خارج  مدام تكرار مي شود كه مساله اصلي تان را حل كنيد. اين همان مساله اي است كه جناب احمدي نژاد مي فرمايند پرونده اش بسته شده است.

+ لینک دایمی