تبليغاتX
پیهن
پیهن
وب نوشت های مهدی افشارنیک
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386
پس از هيا هو

اكنون كه سوت و كف هاي مكرر فرو نشسته، هورا و هياهو پايان يافته و پوتين و ديگر روساي جمهور به خانه برگشتند مي توان پرسيد كه خب چي شد؟ همين كه قرار شد به كشوري از خاك دوستان و برادران خزري حمله نشود آيا كافي است؟ چه نكته اي از رژيم حقوقي حل شد؟ سهم ما از منابع زير زميني و بستر دريا چقدر شد. اين مجادله و بحث بي پايان آيا پاياني هم يافت؟ يا باز هم دور هم جمع شديم و به ياد قديم ها چاي نوشيديم و در مدح يكديگر سخن رانديم كه به چه اجلاسي و چه سازماني و چه كاخي چه بارويي، چه هوايي، چه باقلاپلويي، چه چاي دارچيني و ... 

 

 


ادامه‌‌ی مطلب
+ لینک دایمی
شنبه هفتم مهر 1386
ما سرباز وطنيم!!!!!!!!!!!!!!

اين پست به درخواست عطيه عزيز نوشته شده.باش كه دوستاني ما را از تنبلي دراورند

حتما بايد بسوزيم از ابهت اين واژه يا سر تعظيم را به سينه فرو بريم از عظمت اين كلام” وطن” حتما بايد وقتي اسمش را مي بريم صدايمان را بم كنيم. ترجيحا كلمه اي پس و پيش بكار نبريم كه شان مباركش حفظ شود خود گوياي همه چيز است و واژه به ياري اش نمي رسد. معني ناپذير جلوه كند بهتر است يعني وطن، وطن است ديگر. براي توضيحش به واژه ديگر نبايد احاله داد. ديگر واژه ها را با او توضيح مي دهند. مثلا قهرمان: كسي كه در راه وطن فداكاري و ايثار مي كند.

شهيد: كسي كه در راه وطن كشته مي شود. رهبر؛ بزرگ ملت، بزرگ وطن. مردم، رعاياي وطن. دشمن؛ بدخواه وطن.

خلاصه اينكه اين كلان واژه آخر...


ادامه‌‌ی مطلب
+ لینک دایمی