تیم خبری 30"20همه را به خود میکشد.موافق ومخالف پیگیر خبرها وگزارش های این بخش خبری هستند.شاید بتوان با سرمقاله های کیهان مقایسه اش کرد.با انکه طرافدار کم، اما خواننده زیاد دارد.به اندازه همه اهالی سیاست ومطبوعات.چرا میخوانند؟جواب سرراست این است که خط آن روز سیاست که جناح حاکم پی میگیرد در آن نمود پیدا میکند .بیست وسی هم کمابیش چنین چهره ای دارد.صبحها که سیاسیون به عرصه می آیند وحرفی وموضعی میگیرند شب حتما پای تلویزون دنبال اینند که بیست وسی چه روایتی از گفته های آنان رقم میزند. بیشتر هم اصلاح طلبان که عادت دارند گفته هایی ناگفته یا روایتهای ناکرده از خود را بشنوند.
توجه اصلی این تیم به حاشیه ها است واز کناره ها اتوبان میسازد.چهرههای خبری اش هم با این ساز کوک هستند مانند نجف زاده یا مراتی.اگر قرار باشد بخش سنتی واحد مرکزی خبر از نمایشگاه کتاب گزارشی تهیه کند از سخنرانی رییس جمهور ووزیر ودبیر نمایشگاه بسته ای میسازد وبه خورد ملت میدهد، اما نجف زاده با کارگر باربری گفت وگو میکند که شاید تا کنون درست ودرمان یک کتاب را کامل نخونده باشد .یا شب انتخابا ت مجلس هشتم مراتی در خیابان بی مزاحمت، صدها نفر را جمع میکند وبه آنها تریبون میدهد که در قواره یک کاندیدای انتخابات خود وبرنامه هایشان را معرفی کنند.
برادران نجف زاده با این کار وشیوه برای خود عنوانی فراهم کردند.عنوانی که به آنها کمک کرد تا فقط در حاشیه نمانند وبه متن هم بیایند، اما با همان مثلا سبک پست مدرن خودشان.مثلا اینکه در هواپیما ی عازم به نیویورک که حامل احمدی نژاد است در خصوص هاله نور وماجراهای بعد از آن سوال پرسیده شود که در واقع فرصتی مناسب برای رییس دولت است تا با لحنی خاص آن را تکذیب کند.رفتار غریب برادران بیست وسی در کسب خبر وگزارش بیننده را درحالت تعلیق قرار میدهد ،گویی قرار است ناگفته ای بیان شود وعبوری از خطوط برجسته قرمز رقم خورد.(که شاید در مسایل غیر سیاسی این رقم بخورد مانند گفت وگوی انتقادی با خانم جوادی بر سر آلودگی تهران)اما نمی خورد وهمان حرفهای پر صدا وپرقدرت با بسته ای صورتی رنگ عرضه میشود که محتوا همان است اما رنگ کادو وبسته خبری فرق کرده است.در واقع کار خبری به توجیه گری یا تبلیغ یک جریان بدل میشود جریانی که اتفاقا گویش ها ولهجه اش در سیاست جدید وتازه است حرفهای قدیمی وبعضا فراموش شده را در بسته های صورتی وفسفری رنگ وجذاب ارائه میکند، گویی گفتمانی تازه به میان آمده که اینگونه نیست وهر چه هست همان گفته های قدیمی است در پوششی تازه.در واقع بین ادبیات بیست وسی ها با لهجه دولتی ها هارمونی وهماهنگی مستقیمی وجود دارد وهر کدام در دورهای مختلف همدیگر را تقویت میکنند.مانند آنچه در این هفته در دادگاه اصلاح طلبان رقم خورد.با آنکه نسبت به اعتراف گیری اعتراضات ویا تردیدهای گسترده ای هم بین مراجع مذهبی، هم بین اصلاح طلبان بیرون مانده از زندان وهم اصولگرایانی چون عماد افروغ ومحسن رضایی ابراز شد، اما مراتی عضو برجسته تیم بیست وسی بی توجه به امواج این تردیدها واعتراضات با رویی گشاده با ابطحی وعطریانفر در فضایی سبز ودل انگیز به گفت گویی نشست تا حرف ها وگفته های این افراد را در روز قبل(روز دادگاه) باور پذیر تر سازد.این همان به کمک آمدن دولت ودستگاه اطلاعاتی در این روزهای تنهایی است.تا کرده آنها را بتواند قابل هضم سازد.مراتی برای باور پذیر تر ساختن از همان تکنیک متفاوت بودن بهره میگرد، با ابطحی شوخی میکند وروی پای عطریانفر میزند وتا فضا را به تعبیر خودش تلطیف میکند.این نمونه ای پست مدرن از این نوع مصاحبه ها است.نوع سنتی اش را اسماعیل فلاح سال 80 با علی افشاری رقم زد که گفت گو _اعتراف در اطاقی در بسته با لحنی جدی ورسمی انجام شد .فلاح هم به اندازه یک میز با افشاری فاصله داشت ونمی توانست به شوخی بر پای افشاری بزند.
امابعد از حرکت مراتی زیر پوست شهر واکنشی در جریان افتاد که وی مجبور شد با همان دستی که بر پای عطریانفر زد ،دقیقا با همان دست وبلاگش را از فضای وب حذف کند. گویی طاقت آن همه کامنت اعتراضی را نداشت.این واکنش ها را اصلا قرار نیست بیست وسی ها ببینند.اینها همان در زیر پوست شهرند اما ظاهرا شهر همان جا است، نه شهری که شومن های بیست وسی میسازند وساختند.
